پاسخ نامه درس آیین دادرسی مدنی 3 25 10 1392

پاسخ نامه درس آیین دادرسی مدنی 3 25 10 1392

الف) 

1) خیر. مهلت ناظر به سقوط حق است ولی در این جا لزوم طرح دعوای تقابل تا پایان جلسه نخست دادرسی مهلت نیست بلکه یک الزام آیین دادرسی است و ضمانت اجرایی ندارد جز رسیدگی مستقل به دعوای مطروحه. می توان به مادۀ 141 که مقرر نموده «چنانچه دعوای متقابل نباشد ....» استناد نمود. در دادگاه تجدید نظر علاوه بر مورد فوق، به مادۀ 103 قانون آیین دادرسی مدنی  میتوان استناد کرد که از رسیدگی توامان به دعاوی مرتبط سخن میگوید. به واقع استدلال می شود که دادگاه باید قرار رسیدگی توامان صادر می نمود چرا که دادگاه در رای خود به نوعی ارتباط را محرز دانسته است.

2) به عنوان نمایندۀ ثبت ایراد عدم توجه دعوا می شد چرا که دعوا متوجه این اداره نیست. همچنین گفته می شد تشریفات دعوای تقابل رعایت نشده چرا که این دعوا باید به طرفیت خواهان دعوای اصلی مطرح شود و این اداره خواهان نبوده است. همچنین گفته می شد خواندۀ تقابل می توانست دعوای جلب ثالث مطرح نماید و این اداره را به عنوان مجلوب در دعوا مداخله دهد.

 

ب)

تشخیص فوریت با دادگاهی است که به درخواست رسیدگی کرده که در این جا دادگاه نخستین است (مادۀ 315) پس اساسا به جهت عدم احراز فوریت، قرار رد دستور موقت قابل تجدیدنظر نیست. تجدیدنظر خواه اگر می خواست باید مستقلا از  دادگاه تجدیدنظر درخواست دستور موقت میکرد. همچنین تجدیدنظرخواه می تواند ضمن تجدیدنظر خواهی از قرار رد درخواست دستور موقت تجدیدنظر خواهی کند و نه مستقلا (مادۀ 325).

2-1) با توجه به محتویات کتاب آقای دکتر شمس؛

2-2) در حقوق ایران قراری در این مورد صادر نمی شود و از این جهت قابل تجدیدنظرخواهی نیست؛

2-3) با توجه به مقاله حدود پیوند دعوای طاری به دعوای اصلی.

 

موفق باشید